الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
237
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
داد و به " نصيبين " انداخت . اگر آن دو آيه در خانهاى خوانده شود ، تا سه [ روز ] شيطان وارد آن نگردد . اگر مرا رها كنى ، آن دو آيه را به تو ياد مىدهم . " گفتم : بياموز . گفت : " آية الكرسى و آخر سورهء بقره . " من نيز او را رها كردم . » « 1 » [ م / 155 ] ابو عبيد در كتاب فضائل خود ، دارمى ، طبرانى ، ابو نعيم در « دلائل النبوه » و بيهقى از عبداللَّه بن مسعود روايت كردهاند كه وى گفت : « يكى از انسانها بيرون رفت و يكى از جنّيان وى را ملاقات كرد . جنّى پرسيد : " آيا حاضرى با من كشتى بگيرى ؟ اگر مرا بر زمين زدى ، آيهاى را به تو ياد مىدهم كه هر گاه در خانهاى بخوانى ، شيطانى وارد آنجا نگردد . " آن مرد با وى كشتى گرفت و جنّى را بر زمين زد . جنّى گفت : " آية الكرسى را بخوان كه هر گاه آن را پس از ورود به خانهاى بخوانى ، شيطان از آنجا بيرون خواهد رفت ؛ او بادى همچون باد الاغ دارد ! " » ذيل حديث چنين آمده است : « از ابن مسعود ، دربارهء مردى پرسيدند كه با جنّى كشتى گرفت و او را بر زمين زد . وى گفت : " چه كسى ممكن است بوده باشد ، جز عمر ! " » « 2 » شگفتا از اين ياوه گويىها . چگونه خرافههاى بى ارزشى اين چنينى ، به بزرگانِ صحابه و بزرگوارى ، همچون عبداللَّه بن مسعود ، ابىّ بن كعب و معاذ بن جبل نسبت داده مىشود ! ساحت آنان از نسبت دادن اين سخنان باطل ، به دور است . البته اين كار از ابو هريره به دور نيست و او نيازى ندارد كه كسى وى را فريب دهد ؛ چه ، او در آغوش معاويه ، در داستانسرايى فعاليت داشت و مجعولات را به سبك افسانهها و قصههاى سرگرم كننده مىساخت . « 3 »
--> ( 1 ) . الكبير ، ج 20 ، ص 51 و 52 ؛ الدلائل ( ابو نعيم ) ، ج 2 ، ص 600 و 601 ؛ الدلائل ( بيهقى ) ، ج 7 ، ص 109 و 110 . ( 2 ) . الدرّ ، ج 2 ، ص 7 ؛ دارمى ، ج 2 ، ص 448 ؛ الكبير ، ج 9 ، ص 166 ؛ الدلائل ( ابو نعيم ) ، ج 2 ، ص 369 و 370 ؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 70 و 71 . ( 3 ) . دربارهء خاستگاههاى رواج اسرائيليات و قصههاى داستان سرايان در آن روزگار ، در بحث آفات تفسير نقلى سخن گفتهايم . بنگريد به : التمهيد فى علوم القرآن ، ج 10 ، ص 37 .